سرلیکونه
رسنۍ
سایټ په اړه
ټولې لیکنې
9766
ټول لیدونکې
1262590

تاريخ زبان پشتو


2018/22/02


پشتو قدیمی ترین زبان آریایی است افغانستان با سابقه تاریخی و فرهنگی، نقش ارزشمند و تاریخی در رشد زبان و فرهنگ های متفاوتی که بازماندهء زبان اویستایی اند، داشته و بخش از ارتقای زبان و فرهنگ در غنایی تاریخ ادبیات جهان نیز شمرده می شود.

به اساس پژوهش های زبانشناسان جهان، پشتو یکی از زبان های دیرینه و قدیم آریاناست که با سانسکریت و دری شباهت زیادی دارد. زمانی که اقوام آریایی از سرزمین اصلی خود "آریاناویجه" و از "بخدی" یا بلخ امروز به طرف جنوب(هند) و غرب (فارس و اروپا) کوچ نمودند، بخشی ازین اقوام در امتداد دریای هریرود، هلمند و دامنه های کوه های سپین غر نیز متوطن شدند و چراگاه های را برای مواشی بوجود آوردند که از لحاظ اقتصادی خود کفا و متوطن شدند. دراین مدت زبان این اقوام نیز با لهجه های متفاوتی تغییر شکل نمود.
" قبیله (پکهت) کی یکی از قبایل بزرگ و مشهور آریایی در بلخ بود حدود سه و نیم تا چهار هزار سال قبل در شمال افغانستان زنده گی می کردند. دراین زمان مهاجرت دوم اقوام آریایی آغاز گردید که یک عدهء آنان بسوی هند و دیگران بسوی بحیرهء کسپین حرکت نمودند. امکان هم دارد که بخشی از این اقوام جانب دریای نیل رفته باشند" (ت, ص ۹)

آریایی های که بطرف هند رفتند در بوجود آوردن زبان سانسکریت وعشایری که به فارس رفتند، لهجه پهلوی(فارس قدیم) را شکل نوشتاری و بهتر دستوری دادند که مظاهر زبان اویستایی و زبان های پشتو و دری و سغدی را می تواندراین زبان هادریافت.
عدهء از آریایی ها که در دامنه های هندوکش مسکن گزین شدند، زبان شان تغییر نمود. در شمال هندوکش زبان دری به پخته گی رسید و لهجه های گذشته و ماحول خود را در خود ضم و هضم کرد. در جنوب افغانستان هندوکش، کوهستان های غور و سپین غر تا وادی سیستان زبان پشتو بعنوان یک شاخه زبان آریایی شکل گرفت.
همچنانکه قرابت و شباهت های زیادی بین زبان های دری و پشتو موجود است، تأثیرات و همگونی های زیادی با زبان های فارسی پهلوی، سانسکریت،اردو ، بلوچی و آذری دارد. پس با وضاحت می توان گفت که تمام این زبان ها از همان ریشه اصلی اویستای آریاناویجه برخاسته است. و زبان های دری و پشتو، هر دو از قدیمی ترین زبان های آریایی و تکامل یافته زبان اویستایی اند.
جیمز دارمستتر، شرق شناس فرانسوی می نویسد:" پشتو یکی از بقایای زبان اویستایی است که کتاب مقدس زردتشتیان به آن زبان نوشته شده است. (الف، ص ۱٠٠)
بنابر پژوهش های جیمز دارمستتر،هرگاه کتاب مقدس زردتشتیان به زبان به زبان پشتو نگاشته شده باشد، بوضاحت تأثیرات این زبان را می توانیم در زبان های دیگرآریانا نیز دریابیم و در اثار باقیمانده وجه تشابه زبانی را در کتیبه ها می تواند دید.

یکی از تمدن های قدیم بشریت, تمدن سومری هاست که حدود شش هزار سال قبل در کرانه های سفلای دریای فرات در عراق زنده گی می کردند و در ساختن ابزار های طلایی و مسی برای اولین بار, تحول انسان را بسوی مدنیت پیشگام شدند.
"در زبان سومری های , الفاظ و کلمات پشتو نیز دیده می شود. طور مثال (زک کرت) که به زبان سومری ها(جای بلند) معنی میدهد. در زبان پشتو (زک) یا (جگ) هم بلند معنی داشته و کلمه (کرت) به معنی (جای) یا (کوه) است." ( ب، ص ۳۲و پ، ص ۳۱)

" بعضی مؤرخان می نویسند که پشتون ها از نسل اقوام قبطی را که در کرانه های دریای نیل زنده گی می کردند می دانند." (الف, ص ۱٠)
سید جمال الدین افغان می نویسد: " بعضی از مؤرخین خیال دارند که افغان ها از نسل آشوری و کلدانی ها می باشند و گروهی از سیاحان فرنگ دعوی دارند که در الفاظ پشتو لغات کلدانی یافت می شود. طائفهء از ایشان تصور می نمایند که این قبائلی که دره های اتک و خراسان را ماوی گرفته اند از نسل آن اقباط مصریانی می باشند که با عسکر (سوزستریس) در هنگام فتح بلاد هند شامل بودند.
زمرهء از مؤرخین می نگارند که از اسباط بنی اسرائیل می باشند و (بخت نصر) بعد از کشتار زیادی بقیة السیف ایشان را در کوهستان غور جا داده. بعضی از نویسنده گان می نگارند که ملت افغان مسکن نوین خود را به غرض یادگار وادی که در سرزمین شام داشتند (غور) نامیدند." (ج، ص ٦٦ )

یکی از محققین یونانی بنام "استرابون" در قرن اول میلادی می نویسد که: "باختر ها, پارس ها, سغدی ها با یک زبان مشترک ـریتمی مفاهمه داشتند." اما به طور یقیینی آشکار نیست که به چه زبانی.اما زبان دری و پشتو که بنیاد و ریشه های عمیق با زبان اویستایی دارد, همه زبان های دیگر را زیر تأثیر خود داشت.

در بخش شاخه بندی های زبان آریایی, عدهء از محققین این زبان ها را به سه شاخه تقسیم نموده اند:
1 – شاخهء زبان های هندی یا هندیک که زبان های سانسکریت, پراکریت, هندی, اردو, پنچابی, کچراتی و زبان های محلی کوچک که در شمال و غرب هند مروج است.
2 – شاخه زبان های (پارتیک) که عبارت از زبان قدیم دری, ساسانی, پهلوی, فارسی و لهجه های اشکانی, گیلکی و کردی اتد.
3 – شاخه زبان های باختری که بنام زبان ( پشتیک) هم یاد می شودو عبارت از زبان های پشتو, بلوچی, اورمړی, پراچی, پشه یی و زبان های کوچک مروج در جنوب افغانستان اند

عدهء از محققین زبان های اوستا, سانسکریت و پشتو را از جمله زبان های خواهران صمیمی آریایی دانسته اند که تنها ازین سه زبان, پشتو یگانه زبانیست که تا هنوز در بین مردم مروج است و زنده مانده است. (ب, ص ۴۱)
زبان پشتو ریشه های زبان اوستایی دارد و ریشه زبان را ما با وضاحت در کلمات اوستایی پیدا نموده می توانیم.
دکتور براون در کتاب (تاریخ ادبیات) خویش می نویسد:
"پشتو ظاهراً از لفظ پشتون و یا پختون آمده که نام قبیلهء از آریایی هاست. این زبان اصلاً از زبان های هند و اروپایی بشمار رفته و با زبان های قدیم آریایی مانند سانسکریت و اویستایی خویشاوندی دارد. (ث، ص ۱۳۱)

یکتن از محققین زبان شناس ناروژی بنام پروفیسور مارگنسترن می نویسد که:افغانستان برای مطالعات زبان های آریایی از اهمیت بیشتری برخوردار است. زیرا افغانستان مرکز زبان های آسیایی و اروپایی بوده و زبان پشتو در زبان های آریایی از جمله لسان های مهم شمرده می شود. (با مراجعه به مأخذ شماره : ب, ص ۴۴)

در مورد پشتون ها در ریکویدا (پکهت, پکهتا) یاد شده است و سرزمین پشتون ها بنام ( پکتیا) و( پکتین) آمده است.
در اوستا کلمات (اوغنه, اپغنه, اپغانه) بعنوان مردم قبایل ذکر گردیده است.
در سانسکریت نیز کلمات (اوگهنه,اپکهنه) برای پشتون ها آمده است که به معنی نگهبان کوه ها و یا جا های بلند است.
کلمهء (اوغان) در زبان ارمنی به معنی پاسداران کوه است.
کلمات (ابگان, اپگانه اپاگهان) کلمه اوستایی بوده که همان کلمه افغان است لقبی است که به شاهپور اول و سوم داده شده است و به معنی شیر صفت و شجاع است که در کتیبهء نقش رستم در بیستون تا هنوز وجود دارد..
کلمه " پشتو" با نام عشیره (پشت) یل (پکت) ارتباط مستقیم دارد. در کتاب ویدا (پکت) یکی از عشایر ده گانه قوم آریایی محسوب گردیده است. ( د ص ۳۳۴)
هیرودوت مؤرخ مشهور یونانی در سال ۴۸۴ ق.م.، پشتون ها را بنام "پکتی" یا "پکتویس" یاد کرده و جا و مکان شانرا بنام "پکتیا" و "پکتیخاب" ذکر کرده است که در ادبیات قدیم پشتو "پشتنخا" نیز تذکر رفته است. ( ذ، ص, ۳۳٠)

پشتو در کتیبه هخامنشی ها
اکثر زبان شناسان به این باورند که زبان پشتو با قدامت چندین هزار ساله، پیوند عمیق با ریشه های زبان اوبستایی دارد. اکنون اکثر کلمات متداول پشتو را در می یابیم که با اصل کلمه در اوستا مطابقت دارد.
کتیبهء که در دوره داریوش کبیر یکی از شاهان هخامنشی روی سنگ های کوه "بیستون" حک نموده اند و بگونهء رسم الخط میخی نوشته شده است، جمله های زیر است که با کلمات پشتو بطور کلی شباهت دارد و ریشه می گیرد. دراین کتیبه چنین نوشته شده است:
نه اریکه وم، نه دوره ژن وم، نه زور کروتی وم

نه اریکه وم: به معنی نه حاکم سرسخت و جبار هستم.
نه دوره ژن وم: به معنی نه دروغگو هستم.
نه زور کروتی وم: به معنی نه زور گو و یا زور آور هستم. (ذ، ص ۳۳٩)
ادامه این بحث را رجوع کنید به تاریخ ادبیات افغانستان . نوشته دکتور محمد حلیم تنویر

 

دکتور محمد حلیم تنویر

بېرته شاته