سرلیکونه
رسنۍ
سایټ په اړه
ټولې لیکنې
9803
ټول لیدونکې
1337969

معلومات مختصر راجع به اوزبیک ها (اُزبَک‌، اوزبک یا اوزبیک ، به انگلیسی Uzbek):


2018/28/04

  اوزبیک ها نیز مانند هزاره ها یکی از اقوام ترک‌ تبار هستند و ساکن آسیای میانه هستند که پیشینه جمعیت ازبکستان، را تشکیل می‌دهند و در درۀ فرغانه که شامل شمال و باختر تاجیکستان و جنوب قرقیزستان می‌شود و سواحل آمودریا در خاور ترکمنستان و شمال افغانستان نیز جمعیت زیادی دارند.
اوزبیک‌ها به زبان اوزبیکی از خانواده زبان‌های ترکی سخن می‌گویند و بیشتر آن‌ها مسلمان و پیرو مکتب حنفی هستند.
اوزبیک اسم خاص است، برای قبیله‌ای زردپوست ساکن ترکستان روس و ترکستان افغان، مغول‌ها و تاتارهایی که از اعقاب سپاهیان چنگیز در ماوراءالنهر و نواحی بین دریاچۀ آرال و بحر خزر باقی مانده بودند. 
نام اوزبیک ترکیبی از دو واژۀ کهن و در عین حال زنده و متداول ترکی «اوز» و «بیک» بوده است. جز نخستین به‌معنای «خود» و جز دوم، یعنی واژۀ «بیک» از القاب تشریفی ترکان بوده است. دربارۀ معنای لغوی ترکیب اوزبیک، اظهار نظری قطعی ممکن نیست، اما بنابر قولی متداول این ترکیب را به‌معنای «آقای خود» می‌توان دانست. 
تاریخ‌نگاران اسلامی، بر پایۀ سنتی متداول، برآن‌اند که اوزببک‌ها ظاهراً عنوان خود را از نام رهبر خود «اوزبیک خان» (۱٢٨٢-۱٣۴٢ میلادی) که اردوی زرین را مسلمان کرد، گرفته‌اند. با این حال، پیش از انقلاب شوروی، اوزبیک‌های شهرنشین را «سارت» می‌نامیدند. به‌ هر صورت، پیشینۀ نام قومیِ اوزبیک از سدۀ ٨ هجری قمری (۱۴ میلادی) فراتر نمی‌رود. 
پیداییش تشکل قومی مردمی ترک‌زبان در آسیای مرکزی که جمعیت اصلی جمهوری ازبکستان را تشکیل می‌دهند و اطلاق نام قومیِ اوزبیک بر آن از نظر تاریخی فرایندی پیچیده را پشت سر نهاده است، اما جدا از این پیچیدگی‌های تاریخی، اکنون مردم اوزبیک از اشتراکاتی گسترده برخوردارند که آنان را به‌عنوان ملتی واحد، در این کشور نوبنیاد، گرد هم آورده است. 
با این وجود می‌توان گفت که در تاریخ آسیای مرکزی، نخستین‌بار نام اوزبیک به سربازان شیبانیان اطلاق شده است. وجه تسمیۀ اوزبیک به سربازان شیبانیان این بود که فرمانروای مقتدر و مسلمان اردوی زرین، در زمان منگو تیمور فرزند هولاکو و پشت ششم شیبان، فردی به‌نام اوزبیک خان بود. از فرمانروایان اوزبیک، اوزبیک‌خان و پسرش جانی‌بیگ در تاریخ قبل از تیمور مشهورند. 
در منابع تاریخی مربوط به روزگار حیات اوزبیک خان، از او به‌عنوان فرمانروای «اُلوس جوچی» یاد گردیده، و تعبیر «الوس اوزبیک» مربوط به روزگار او نبوده است. چنین می‌نماید که نام‌گذاری قلمرو اردوی زرین با به‌کارگیری نام اوزبیک خان، از آثار نویسندگان شامی و مصری در سال‌های میانی سدۀ ٨ هجری قمری (۱۴ میلادی) آغاز گردیده است که اوزبیک خان را به‌عنوان پشتیبانی مقتدر برای اسلام و اهل سنت حرمت می‌داشته‌اند.
در روزگار فرمانروایی امیر تیمور و جانشینان او، نام اوزبیک به‌عنوان نماد الوس جوچی، برای مشخص کردن همسایگان شمالی آنان کاربردی گسترده داشت. بر پایۀ منابع متأخر آشکار است که در برهه‌ای از زمان، در آسیای مرکزی واژۀ اوزبیک به‌عنوان نامی قومی از باب تغلیب بر تمامی مغولان جوچی‌تبار اطلاق می‌شده است و دور نیست که بر پایۀ برخی شواهد، پیشینۀ این کاربرد تا روزگار تیمور عقب برده شود. 
در کنار این کاربرد خاص، گاه تعابیری چون «اوزبیکیان»، یا شکل ساده شدۀ «اوزبیک» بر مردمان تحت فرمان جوچی‌تباران، به‌طور عام اطلاق می‌شده است؛ اما تعبیری که در این معنی به‌طور گسترده به‌کار می‌رفته، ترکیب «الوس اوزبیک» بوده است.
در روزگار امیر تیمور (حدود ٧٧۱-٨٠٧ هجری قمری) جمعیت قابل ملاحظه‌ای از کوچندگان شمال در سرزمین ماوراءالنهر جای گرفته بودند. این گروه‌های مهاجر از الوس جوچی (الوس اوزبیک) بودند که در آن روزگار از سوی ماوراءالنهریان، اوزبیک نامیده می‌شدند. امیر تیمور در کنار اقدامات اساسی خود در جهت مطیع ساختن این اقوام مهاجر، حضور آنان را در شمار فرمانبرداران خود پذیرا گردید و آنان را از حقوق برابر برخوردار ساخت. 
موج گستردۀ مهاجرت اوزبیکان به سمت ماوراءالنهر، با لشکرکشی محمدخان شیبانی نوادۀ ابوالخیرخان به قلمرو تیموریان آغاز شده است. محمدخان که خود نسب به جوچی می‌برد، گونه‌ای از برتری نژادی برای اوزبیکان، در قلمرو خود برقرار کرد و آنان را در رده‌بندی‌های لشکری و کشوری در جایگاهی ممتاز قرار داد. 
بعد از دورهٔ تیمور این امرا در ماوراءالنهر قدرت یافتند. در دوره‌ی صفوی، اوزبیک و اوزبیکان عنوان سلسله امرای شیبانی است که به‌وسیلهٔ محمدشاه‌بخت (محمد شیبانی) مشهور به شاهی‌بیک یا شیبک تأسیس شد (۹۰۵ ه‍جری قمری). مرکز امرای این سلسله سمرقند بوده‌ است و امرای مزبور با خانات خیوه و خانات بخارا و خانات خوقند و امرای آستراخان (معروف به خانان جانی) خویشاوند و منسوب بوده‌اند. دولت آن‌ها نیز عاقبت به‌وسیلهٔ امرای هشترخان (حاجی طرخان) منقرض شد. 
اکثر اوزبیک‌ها در جمهوری ازبکستان سکونت دارند. اما اجتماعات نسبتاً بزرگی از آنان نیز عمدتاً در مناطق مجاور جمهوری ازبکستان در جمهوری‌های ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و افغانستان زندگی می‌کنند. اوزبیک‌ها در افغانستان، بیشتر در شهرهای، مانند مزارشريف، شبرغان، ميمنه، خان‌آباد، قندوز و غیره ... ساكن هستند. 
مطابق ساختار قبیلوی اوزبیک ها به نام اوزبیک 92 باو یاد میشدند که باو به مفهوم قبیله است . در میان باشقورت ها اصطلاح باشقورت 12 باوی وجود دارد . اوزبیک ها شجره 92 باوی دارند . بین نسخ قرن های 16 و 17 این شجره و نسخ تازه تفاوت های اندک وجود دارد ( مثلاً چاپ های اخند قربانعلی ، وخانیکوف ، همچنان شیخ سلیمان ) جای شک نیست که این نسبنامه قبل از جدا شدن منغیت – نوغای و قزاق ها ترتیب یافته است . این قبایل عبارتند از :
مینگ ، یوز ، قیرق ، اونگه جیت ، نایمن ، قپچاق ، ارقین ، بورلاق ، بوسلاق ، چیرمه چین ، یوزای ، قتای (ختای ) ، جیت ، جویوت ، سل جاووت ، منغیت ، قنغیت ، آیماووت ، اوله جی ، گلی گن (؟) ، قیشلیق ، تاما ، میچیت ، کیردیری ، رمه دان ، جویرات ، یوزه چی ، اویسون ، تاتار ، تیلاو ، شیرین ، اغی (اغیران) ، بوزان ، بوزاق ، برین (بهرین) ، مغول ، نوکوس ، جلایر ، سرای ، اونغ ، قونغیرات ، آلچین ، قونغیرات ، آلچین ، چیچاق ، قلماق ، آیرات ، قارلوق ، تورگاووت ، قته غان ، کییچی ، کینه گس ، بویرهک ، قیات ، قنغلی ، اوزبوله جی(؟) ، اوپوله جی ، گولون ، بای آووت ، اوترجی ، اوترچی ، ارلات ، کرایت ، اونگقوت ، قچات ، مرکت ، بورقوت ، قوره لش ، قرلاپ ، اوغلان ، اوغلان ، کوره ی ، ترکمن ، دورمن ، تابین ، مومون ، ادای ، توقسبه ، قرغیز ، اویروجی ، جورگه ، به تش ، قویسون ، سولدوز ، تومه ی ، کورلاووت ، جیل کش ، یوغور ، یابو (یاقه بو) ، مو تن ، مجار ، قوجه لق ، چورن ، چوچوت .
از جمله قبایل ذکر شده در بالا 33 قبیله بخشی از قبایل مغول بوده متباقی قبایل مربوط به اولوس جوجی میباشد . امروز برای ما نام این قبایل نامعلوم است . قبل از تسلط اوزبیک ها در ماورالنهر قبایل برلاس و قاووچین وغیره در این مناطق میزیستند و با اوزبیک ها مخلوط گردیدند . نام های این قبایل در لست بالا نیست .
از جمله 92 قبیله ذکر شده 45 قبیله در میان اوزبیک های امروزه موجود اند . قبایل مغول یاد شده بدون شک بخشی از مغول های اولوس جوجی یعنی مغول ها اند . قسمت بیشتر قبایل مغولی نام برده شده در ماورالنهر و خوارزم ساکن هستند و نیرو های مربوط به تشکیلات اردوی طلایی یا آلتین اورده در ماورالنهر را نشان میدهد . تقسیمات کنونی قبایل چنین است : 1.قبیلۀ قونغیرات : این قبیله 5 شاخه بزرگ دارد : نخست قانجغه لی که 14 شاخه دارد : اورس ، قره قورساق ، چول لیک ، قویان ، قولداولی ، ملتیک ، کور توغه ی ، گله ، توپ قره ، قره بوز ، نوغای ، بیلگه لیک ، دوسته لیک ، دوم : شاخه اویونلی که 9 شاخه دارد : آق تنه ، قره چورن ، ترکمن ، قووق ، بیش باله ، قره قلپاق ، قجه ی ، خواجه بچه ، سوم : شاخه قوش تمغه لی : که 9 شاخه دارد : قولابی ، برقاق ، گوجه خور ، کولجوبورغان ، قره قلپاق ، قوش تمغه لی ، سفر بیز ، دلبری ، جه چقلی ، چارم : شاخه آق تمغه لی که 9 شاخه دارد : تارتولی ، آغه میلی ، ایشاقلی ، قرانجلی ، اویکولی ، بوکچلی ، قبرغه لی پنجم : شاخه قیر داری 5 شاخه است : گوزیلی ، کوساولی ، تیرس ، بیلقلی ، قوبه.
شعبات و شاخه های قبیلوی قونغیرات در حوزه های دریای آمو در مناطق غزار بخارا ، شیرآباد و قورغان تیپه بود و باش دارند. در بخارا به شکل کوچی زیست مینمایند . در خوارزم به شکل شهری زندگی میکنند . 2 قبیله نایمن : سه شاخه دارد : قوش تمغه لی ، اوق تمغه لی ، سه دیر ، در اطراف خوارزم و سمرقند موجود اند. 3.کینه گس : دارای 5 شاخه است : قیورسه لی ، قراقلی ، اچه میلی ، جیک قوت ، اباقلی که در اطراف خیوه و شهر سبز زندگی میکنند. 4.منغیت : دارای سه شاخه است : توق منغیت ، آق منغیت ، قره منغیت در اطراف خیوه و قرشی زیست مینمایند. 5.تویاقلی : در شهر های سمرقند و کته قورغان زندگی دارند. 6.موی تن : در شهر های سمرقند و کته قورغان زندگی دارند. 7.سرای : در اطراف شهر سبز و یکه باغ زندگی میکنند. 8.برین : در ولایت فرغانه و شهر مته قورغان زندگی میکنند. 9.ختای. 10.قپچاق : در شهر های بزرگ سمرقند و کته قورغان ساکن اند . در خیوه و فرغانه اقلیت اند. 11.مینگ : در اطراف سمرقند ، پنجه کینت، جیزخ و فرغانه ساکن اند. 12.اوچ اوروغ ، مسیت ، تاما ، یابو در نواحی ضیاالدین بخارا سکونت دارند. 13 بورقوت در اطراف چیلک و کرمه موجود اند. 14.ارلات در قره کول زیست دارند. 15.قنغلی در اطراف جیزخ ساکن اند. 16.قیرق ، یوز ، مینگ در شهر جیزخ ساکن اند. 17.به تش ، در اطراف قرشی و غزار زندگی میکنند. 18.قره قلپاق پنج شاخه دارد : قره قویلی ، قره سینگیر ، آی ماووت ، ایستیک ، اچه میلی ، اینها در حوزه دریای آمو و آق تیپه در شمال سمرقند موجود اند. رسوم و عنعنات سابقه ویژه اوزبیک ها بیشتر در جیزخ حفظ شده است. ( قیرق ، قنغلی ، سالق ، ترک ، ترکمن ، نایمن ، منغیت ، قتای یوز ، سولاقلی ، آله چه ، بورقوت ، سیرکه لی ، بیماقلی ، جلایر ، قرغیز ، یوز ، قویان ، تویاقلی ، پرچه یوز ، قره بچه ، قوشچی ، اوراقلی، توقجاری ، قوش تمغه لی ، سرای ، قنجغه لی .) نفوذ این قبایل اندک است . در قسمت های شرقی بخارا هنوز زندگی کوچی را ترک نکرده اند . در اطراف دوشنبه قبایل لقه ی و مرقه کیچیک یوز ، در اطراف فیض آباد قبیله قرلوق موجود است. جدولی که توسط میر عزت الله دانشمند هندی در قرن 19 درباره اوزبیک های تورکستان افغانی ترتیب گردیده است هنوز دارای اعتبار است . در این جدول قبایل ذیل ذکر گردیده است : در نزدیک شبرغان در سرپل اچه میلی شاخه قبیله مینگ ، در اطراف سرپل در صیاد اچه میلی ، قزه ی اغلی ، مینگ و پایین تر از آن قبیله قپچاق ؛ در قندوز مکمل قبیله قته غن ؛ در حوالی بلخ قبیله سرای و موی تن ؛ در بدخشان و اشکمش شاخه بورگه و قبیله قته غن همچنان شاخه ییتمش و در نارین قبیله چغتای سکونت دارد . میر عزت الله دربارۀ قبایل موی تن و قته غن معلومات میدهد . موی تن 7 شاخه دارد : تیلک خانه ، کورمیش لی ، قزهاغلی ، چغر ، سوم ، آق شریق ، چوچین . قته غن 3 شاخه دارد : بیش قرین ، سل جاووت ، تورت آته . بیش ق 4 شاخه دارد : لقه ی ، ینگی قته غن ، کیسمه ویر ، قیان ، مه نس . کیسمه ویر 4 تیره دارد : آق تاغلیک ، اندیجانی ، قله سی ، بومن . مه نس 3 شاخه دارد : ایو چه ته ، بوزان ، جوتودوق. درمیان اوزبیک ها قبایلی با لقب بیگزاد وجود دارد . اینها در به قدرت رسیدن خان ها و مملکت داری سهم فعال گرفته اند . از این جمله در خیوه قبایل قیات ، قونغیرات ، ایغور- نایمن ، قنغلی- قپچاق ، نوکوس-منغیت ، در بخارا در زمان شیبانی ها قبایل قوشچی ، نایمن ، قرلوق ، بویرک . در زمان منغیت ها (طبقرادلوف) شاخه های مینگ ، ارلات ، بارین ، به تش معروف اند . در دوران قته غن ها بیکزاد ها انتخاب گردیده اند . در این میان در بخارا قبایل تویاقلی ، مویتن ، ختای ، منغیت و قونغیرات. بعضی دیگر از دشت قپچاق به این منطقه آمده اند . این ها قبلاً در هیات منغیت- نوغای ، قزاق داخل گردیدند بعد ها به ماورالنهر مهاجرت نموده در آنجا ساکن گردیدند.

امان وفا

بېرته شاته